تبلیغات
''' UKISS & BIG BANG ''' - NEVERLAND-1

NEVERLAND-1

نویسنده :☮ Tahoora ☮
تاریخ:چهارشنبه 1392/07/3-16:41

درود!
خب دوستان امروز با قسمت اول داستانم اومدم چون قسمت اوله ممکنه ی کم حوصله سربر باشه پس امیدوارم ناراحت نشید!
اگه کارای هنریم بهم مهلت داد میشینم قسمت دوم رو مینویسم و میذارم ولی اگه وقت نکردم دیگه ببخشید!
1-neverland.jpg
برای خوندن داستان برو ادامه

قسمت1:

صدای زنگ ساعت به صدا در میاد...

هوایونگ[با خودش]:ایگو این ساعت لعنتی کجاست؟

بالاخره پیداش کردم زیر تختم افتاده بود کلا آدم بدخوابیم شاید وقتی که خواب بودم ساعت رو زیر تختم پرت کردم کککککک.از اتاق بیرون اومدم و خواستم به سمت دستشویی برم،خبری از هارامونی نبود برای همین کمی نگرانش شدم  تا اینکه دیدم تو آشپزخونس برای همین رفتم پیشش...

هوایونگ:سلام هارامونی!

مادربزرگ:سلام

هوایونگ:اوممممم چه بوی خوبی میاد،داری چی درست میکنی؟

مادربزرگ:کیک برنجی،دوست داری که؟

هوایونگ:مگه میشه دوست نداشته باشم؟

مادربزرگ:حالا برو دست و صورتتو بشور تا اون موقه کیکا هم آماده میشه.

هوایونگ:حتما

و سمت دستشویی رفتم.

موقعیت:صبحانه

هوایونگ:اومممممم خیلی خوشمزه اس هارامونی!

مادربزرگ:نوش جونت،راستی دوستت تیا زنگ زد فک کنم هنوز خیلی دقیق تفاوت ساعت بین آمریکا و کره رو نمیدونه!

هوایونگ[با دهن پر]:چیکار داشت؟

مادربزرگ:وای حالمو بهم زدی ی دختر که نباید اینجوری غذا بخوره!!!باید 3تا نوه های منو ببینی...

هوایونگ:وایییییییی من الان بیوگرافی نوه هاتو حفظ حفظم!

مادربزرگ:امو امو!باشه تیا میخواست حالتو بپرسه.

هوایونگ:خب خودش بعدا زنگ میزنه من که پول از سر راه نیوردم!

مادربزرگ:دختره ی خسیس!

هوایونگ:خیلی خب اشتهامو گور نکن...

و شروع کردم به خوردن بقیه ی کیکای برنجی،راستش هارامونی صاحب خونه ی من بود زن خیلی مهربونی بود ولی غر زدناش آدمو دیوونه میکرد همیشه 3تا نوه هاشو که تو آمریکا بزرگ شده بودن میکوبوند تو سر من تا اونجایی میدونم هارامونی ی پسر داره که تو آمریکا زندگی میکنه و پسرش 2تا دختر و 1پسر داره.

موقعیت:در حال رفتن به دانشگاه

آرشیو کارامو برداشتم اوفففف خیلی سنگین بودن اما من به دختر هرکولی معروفم در نتیجه آرشیوامو برداشتم و به سمت دانشگاه به راه افتادم،ایستگاه نزدیک خونم بود در نتیجه خیلی سریع رسیدم هنوز اتوبوس نیومده بوده بنابراین روی یکی از صندلیای ایستگاه نشستم تا اینکه گوشیم زنگ خورد...

هوایونگ:الو؟

تیا:سلام دوست بی معرفت!

هوایونگ:سلام تیا،خوبی؟

تیا:ممنون تو چطوری؟

هوایونگ:منم خوبم دارم میرم دانشگاه

تیا:اوووو پس الان اونجا صبه؟

هوایونگ:بله!

تیا:متاسفم مزاحمت شدم فقط میخواستم حالتو بپرسم!

هوایونگ:منم دلم خیلی برات تنگ شده بود.

تیا:باشه دیگه مزاحمت نمیشم،کاری نداری؟

هوایونگ:نه.

تیا:خدانگهدار.

هوایونگ:خدافظ.

تیا یکی از بهترین و اولین دوستام بود،از ی خانواده کاملا ثروتمند ولی شاید اگه بار اول با تیا هم صحبت میشدی فکر میکردی ی دختر از ی خانواده معمولیه،شخصیت خیلی خاکی داشت برای همین ازش خوشم میومد البته دوست شدن من و تیا داستان طولانی خودش رو داره.بالاخره اتوبوس اومد سوارش شدم،چند ایستگاه گذشت تا اینکه...


یوهاهاهاهاه از قسمت اول دارم تو خماری میذارم!
تو نظرا بهم بگین ممکنه چه اتفاقی بیوفته؟
تا درودی دیگر بدرود!


نوع مطلب : NEVERLAND(Fan Fiction) 

داغ کن - کلوب دات کام
KISSME() 
cam4 free tokens generator
دوشنبه 1396/09/6 19:56
وبلاگ بسیار معروف! تم شما سفارشی ساخته شده است یا شما آن را از جایی دانلود کردید؟

یک طراحی مثل شما با چندین adjustement ساده واقعا وبلاگ من پرش خارج است.
لطفا به من اطلاع دهید که در آن موضوع خود را دریافت کرده اید. قدردانی آن
How do you get a growth spurt?
سه شنبه 1396/05/17 04:19
Every weekend i used to visit this web site, as i wish for enjoyment, as this
this web site conations genuinely fastidious
funny information too.
Phillis
دوشنبه 1396/05/9 21:20
Keep this going please, great job!
Can you grow taller with exercise?
شنبه 1396/05/7 09:39
I have learn several just right stuff here.
Definitely worth bookmarking for revisiting. I wonder how so much attempt you put to
create the sort of great informative web site.
Hilda
دوشنبه 1396/02/25 05:05
Heya terrific website! Does running a blog such as this
require a large amount of work? I've virtually no knowledge of programming but I was hoping to
start my own blog soon. Anyhow, if you have any ideas or tips
for new blog owners please share. I understand this is
off topic nevertheless I just needed to ask. Thanks a lot!
BHW
چهارشنبه 1396/01/30 05:40
WOW just what I was searching for. Came here by
searching for BHW
manicure
سه شنبه 1396/01/22 02:43
It's an remarkable post for all the online visitors; they will take advantage from it
I am sure.
BHW
شنبه 1396/01/12 01:25
I'm not sure where you are getting your information, but great topic.
I needs to spend some time learning much more or understanding more.
Thanks for great info I was looking for this information for my mission.
Orchid
دوشنبه 1392/07/8 14:23
man kor shodam...kkkkkk kheili khub bod aji joon
پاسخ ☮ Tahoora ☮ : چرا؟؟؟:0ممنون:*
Shiva
چهارشنبه 1392/07/3 17:56
إإإإ بالاخره قسمت اول!!
ههههه..خسیس..!!!
هارل اُموُنی بنویسش چون خیلیا بلد نباشن کره ای اینو یه جور دیگه میخونن!
والا نمیدونم چی میشه!!!نکنه موشموشک یا پسرم میاد سوار اوتوبوس میشه؟:)))))
منتظر پارت بعد هستم..کی میذاریش؟
پاسخ ☮ Tahoora ☮ : خخخخخخخخخ،نمیدونم دیگه:دی،خوب شد گفتی چون چند روز بود میخواستم درستشو ازت بپرسم گیرت نمیوردم!!!پس میشه هارل امونی؟!ایشالا اگه حسش باشه فردا:)
ممنون:*
Mel!Na
چهارشنبه 1392/07/3 17:34
چن ایستگاهی گذشت تا این که به دانشگاه رسیدم ککککک این هوایونگ عجب دختره خسیسه حاضر نشد به دوستش زنگ بزنه... من از مبایل زنگ می زنم به دوستم 5 تومن شارژم میره مرسی اونی خیلی قشنگه داستان من ازش خوشم اومد منتظر قسمت بعدی ام
پاسخ ☮ Tahoora ☮ : آره دیگه حالا میفهمین بدبخت چرا انقد خسیسه!
ممنون:*
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر