تبلیغات
''' UKISS & BIG BANG ''' - NEVERLAND-2

NEVERLAND-2

نویسنده :☮ Tahoora ☮
تاریخ:پنجشنبه 1392/07/4-14:52

درود!
خب امروزم با قسمت دوم داستانم اومدم،امیدوارم که خوشتون بیاد!
اگه فردا هم وقت کنم حتما قسمت سوم رو براتون میذارم.
برای خوندن داستان برو ادامه

قسمت2:

بالاخره اتوبوس اومد سوارش شدم،چند ایستگاه گذشت تا اینکه ی پیرزنی سوار شد،داشت نفس نفس میزد فهمیدم که وایسادن براش سخته برای همین طبق معمول انسان دوستیم گل کرد...

هوایونگ:آجوما آجوما؟

پیرزن:بله؟

هوایونگ:آجوما شما بیایین جای من بشینید!

پیرزن:نه دخترم تو خودت ی عالمه بار داری؟

هوایونگ:آجوما من جوونم بعدم آرشیوام سبکه شما بیاین بشینید!

پیرزن:ممنون دخترم

و اومد جای من نشست،بالاخره به ایستگاه دانشگاه رسیدم از اتوبوس پیاد شدم ایستگاه دقیقا روبروی ورودی دانشگاه بود وارد دانشگاه شدم کیساپ رو دیدم که ی گوشه نشسته و داره با استرس ساعتشو نگاه میکنه در نتیجه شیطنتم گل کرد نمیدونم چرا از ترسوندنش لذت میبردم خیلی بهم کیف میداد در نتیجه آروم آروم نزدیکش شدم...

هوایونگ:پخخخخخخخخخخخخ

کیساپ:یاااااااااااااااااااااااااااا

هوایونگ[با خنده]:سلام

کیساپ:هوایونگ میکشمت،ترسیدم!

هوایونگ:سلامت کو؟

کیساپ:سلام،کارای منو آماده کردی؟

هوایونگ:بله،میشه 100دلار!

کیساپ:چی؟مگه باید پول بدم؟

هوایونگ:رو رو برم نشستم کارای پروژتو انجام دادم از ناکجا آباد عکس گرفتم اونوقت نمیخوای پولشو بدی؟

کیساپ:من فکر کردم فقط از غریبه ها پول میگیری؟

هوایونگ:تازه چون تو دوستمی اول کار ازت پول نگرفتم!

کیساپ:خیله خب بیا اینم 100دلار!

هوایونگ:ممنون

کیساپ:ببینم جزوه هارو خوندی؟

هوایونگ:آره حس ششمم بهم میگه امروز استاد امتحان میگیره!

کیساپ:حس ششمت غلط کرد!!!

و با هم به سمت کلاسمون راه افتادیم،راستش حس ششم من خیلی قویه همیشه همه چی رو از قبل میفهمم و جالبتر اینکه حدسم درست از آب درمیاد.

موقعیت:سرکلاس

اول از همه استاد کارامون رو دید و طبق معمول کار من و کاری که برای کیساپ انجام داده بودم بهترین بود نمیدونم استادمون خنگه یا خودشو به خنگی زده که نفهمید کار کیساپ رو هم من انجام دادم...

استاد:خب بچه ها کاراتون خیلی بهتر از دفه قبل بود حالا میخوام ازتون امتحان بگیرم!

همه هنرجوها[با حالت اعتراض]:نه خواهش میکنیم،استاد جلسه بعد،استاد مگه ما بچه مدرسه ای هستیم؟و...

کیساپ:هی هوایونگ حس ششمت به روح اعتقاد داره؟

هوایونگ:50دلارمساوی با رسوندن بهت سر امتحان!

کیساپ:چی میگی؟؟؟مگه پول از سر راه اوردم؟

هوایونگ:اوپس یادم رفته بود بابت کارام ازت 100دلار گرفته بودم خیلی 25دلار خوبه؟

کیساپ[با عصبانیت]:قبول!

خلاصه امتحان رو دادیم که خیلیم سخت بود اما طبق معمول من به 90% سوالا جواب دادم درسته که کیساپ اولش ناراحت بود اما به هرحال با تقلبایی که بهش رسونده بودم نمرش بالا اومد و دیگه اعتراضی نداشت.

موقعیت:بعد از تموم شدن کلاس

با کیساپ از دانشگاه خارج شدیم...

کیساپ:هی هوایونگ؟

هوایونگ:بله؟

کیساپ:امروز نمیای بریم به رئیسم نشونت بدم؟

هوایونگ:الان باید برم سرکار نمیتونم بیام!

کیساپ:شب چی؟

هوایونگ:بازم کار دارم!

کیساپ:ی روز رو برات جور میکنم چون رئیسم دنبال ی کسی میگرده که کارای گرافیکیش خوب باشه و چه کسی بهتر از تو!

هوایونگ:ممنون کیساپ حتما ی روزی برات جبران میکنم و با ی دختر دوستت میکنم!

کیساپ:چرا چرت و پرت میگی؟

هوایونگ:اشکال نداره اگه بچه دار شین بچتونو نگه میدارم!

کیساپ:هی دختر آخرشم نمیتونی دست از مسخره بازی درآری!

هوایونگ:خیلی خب خدانگهدار!

کیساپ:خدافظ!

این دفه لازم نبود که به خونه برگردم و ی سره میتونستم به محل کارم برم چون آرشیوا رو در قسمت بایگانی دانشگاه گذاشته بودم،تصمیم گرفتم پیاده به سرکارم برم چون رستوران اژدها نزدیک دانشگام بود.راستی بذارید کیساپ رو هم بهتون معرفی کنم این پسر یکی از بهترین دوستای دانشگاهی منه که از ی خانوده معمولیه و در یکی از نشریه های بزرگ کره به عنوان عکاسه البته هنوز رسمی نیست،ی پسر خیلی جذاب و خوشگله ولی بخاطر کم حرف و خجالتی بودنش همیشه تنهائه!

موقعیت:در رستوران

با همه کارکنا سلام احوال پرسی کردم فقط ی نفر مونده بود و اون کسی نبود جز...


یوهاهاهاهاهاهاهاه بازم خماری!
تو نظرات بهم بگید که ممکنه اون شخص کی باشه؟
تا درودی دیگر بدرود!


نوع مطلب : NEVERLAND(Fan Fiction) 

داغ کن - کلوب دات کام
KISSME() 
How much does it cost for leg lengthening?
پنجشنبه 1396/06/16 04:53
constantly i used to read smaller articles or reviews that as well clear their motive, and that
is also happening with this article which I am reading at this time.
foot pain causes
شنبه 1396/04/3 21:15
Inspiring quest there. What happened after? Good luck!
americahartly.wordpress.com
سه شنبه 1396/02/26 05:47
Hi there, I enjoy reading through your post.
I wanted to write a little comment to support you.
Darrell
چهارشنبه 1396/02/20 18:31
Exactly what I was looking for, appreciate it for putting up.
BHW
پنجشنبه 1396/01/31 05:54
I loved as much as you will receive carried out right here.

The sketch is attractive, your authored subject matter stylish.
nonetheless, you command get bought an edginess over that you wish
be delivering the following. unwell unquestionably come further formerly again as exactly the same nearly a lot often inside case you shield this hike.
manicure
یکشنبه 1396/01/20 03:44
Keep this going please, great job!
manicure
شنبه 1396/01/12 05:03
Hey very interesting blog!
Mina
دوشنبه 1392/08/6 22:44
kheeeeeeeeeeeeeily jaleb booooood.
Like like like
پاسخ ☮ Tahoora ☮ : ممنون:*
Orchid
دوشنبه 1392/07/8 14:31
in emkan nadare...kiseop khasis omran inghad pol kharj kone
ali bod aji
پاسخ ☮ Tahoora ☮ : خخخخخخخخخخخ:دی ممنون:*
Mel!Na
پنجشنبه 1392/07/4 17:49
کسی نبود جز ایلای به به چه داستان جالبی :)) بی چاره کیسوپ تمام پولاش تموم شد این پسر چطوری با هوایونگ کنار میاد؟! راستی هوایونگ خودتی؟! ممنون :) عالیه داستان
پاسخ ☮ Tahoora ☮ : نمیدونم شاید ایلای باشه:)نه گفتم که شخصیتا خیالیه!
ممنون:*
Shiva
پنجشنبه 1392/07/4 16:01
خخخخخخخخخخ نکنه ایلای اینجا گارسون ه؟؟؟:)))))))))))
وا زودتر بذا قسمت بعدو:))
دخترا خسیس پول پرست..طفلک کیساپ:)))
پاسخ ☮ Tahoora ☮ : نمیدونم دیگه ایشالا فردا معلوم میشه:Pخخخخخخخ آره خیلی خسیسه:دیمنم دلم برای کیساپ سوخت:"(
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر