One Story...! Last Part

نویسنده :S|-|!\/A
تاریخ:جمعه 1392/04/7-23:32

درود....

قسمته آخره...

ممنون که تا اینجا دنبال کردین نوشته های نچندان دلچسبم رو....

بعد از این احتمالا یه داستان دیگه شروع کنم...اگر نتونم که دیگه درگیره درسو مشقم...

برای همه آرزوی بهترینا و بهترین زندگی رو میکنم...امیدوارم شاد باشید و موفق!

چارلی میگه!: همه چی آخرش شاده...اگر شاد نبود...پس بدون آخرش نیست!

نظر واقعیتونو بگید...

ممنون از همه!



ادامه مطلب

نوع مطلب : One Story...! 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

One Story...! Part 24

نویسنده :S|-|!\/A
تاریخ:سه شنبه 1392/04/4-22:50

درود...

خوبین!؟
حرفی ندارم جز اینکه ببخشید طول کشید...کمه اما از هیچی که بهتره...نه!؟


ادامه مطلب

نوع مطلب : One Story...! 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

One Story...! Part 23

نویسنده :S|-|!\/A
تاریخ:پنجشنبه 1392/03/23-15:40

درود بر همگان...چطوره احوالاتتون!؟
اینم از قسمت جدید....
فقط یه چیزی...:| شدیم نگین این چی بودا!؟مخم خالی بود که اینو نوشتم...
شاید یه داستان دیگه رو بخوام شروع کنم شایدم نه...انقدر زیاد بشن درسا که نرسم...اما خب دیگه ببینم شرایط چطور پیش میاد!
کم شد ... دیگه به بزرگی خودتون sorry!



ادامه مطلب

نوع مطلب : One Story...! 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

One Story...!Part 22

نویسنده :S|-|!\/A
تاریخ:سه شنبه 1392/02/17-23:41

درود!^^

چطورینننننننننننننننننننن!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خوبیییییییییییییییییییییییییین!؟؟؟؟

امروز بیکار بودم یهو زد به سرم قبل از مفقودی یه قسمت دیگه براتون بزارم این شد که نوشتم...

امیدوارم خوشتون بیاد دوستان...

راستی من دلم تنگ شده بود واسه همتون...نظرا زیاد زیاد باشه ها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



ادامه مطلب

نوع مطلب : One Story...! 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

One Story...!Part 21

نویسنده :S|-|!\/A
تاریخ:چهارشنبه 1392/02/4-22:29

اینم از قسمت جدید....

آقا فقط اینکه من خیلی ننوشتم...درحده توانم بود...امیدوارم خوشتون بیاد....

بی هیچ حرفه پیش و پسه دیگه ای بفرمیوووووییید ادامه!



ادامه مطلب

نوع مطلب : One Story...! 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

One Story...!Part 20

نویسنده :S|-|!\/A
تاریخ:دوشنبه 1392/01/5-16:07

وای که درووووووووووووووووووود!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دلم بشدت تنگولیده واستوووووووووووووووون.....عذرخواهی بابت تاخیر طولانی مدتم ... درگیر مهمون  ومهمون بازی بودم!!!!

نشستم قسمته جدید رو نوشتم امیدوارم خوشتون بیاد...نظرات زیاد باشه هااااااااااا!



ادامه مطلب

نوع مطلب : One Story...! 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

One Story...! Part 19

نویسنده :S|-|!\/A
تاریخ:یکشنبه 1391/12/27-22:40

درووووووووووووووود!

اول از همه باید عذز خواهی کنم از همه بابت اخیر بسیار بسیار زیادم و زدن زیره قولم!!!اما باید در این دادگاه آقا و خانومای ( عجب دادگاه باحالی) قاضی از خودم  دفاع کنم...من از خوده اون روزه 4شنبه که خلاصی یافتم از دسته امتحانات کچل کنندمون ... درگیره کارای خونم...مادرم منو گیر آورده هی از این سره خونه پاسم میده به اون سره خونه...یه بالکن تمیز کردم جاتون خالی نزدیک 4-5تا کیسه گنده آشغال ازش درآوردم...آخه بالکن ما م3ه یه اتاق انباری میمونه تابستونا و کلا بهتره بگم همه ماه های سال جایگاه ویژه خواهرم بعد از تصاحب اتاقه منه!!!!بله داشتم میگفتم...بعد چقدر وسیله بردم تو  انباریمون که طبقه آخره خونس...ولی چشمتون روزه بد نبینه که از اونجایی که خیس بود و تازه شسته بودن راهروها رو لیز خوردم و پهلو ی راستم و آرنج راسم به فنا رفت و کمرم هم جزو همین دسته بود و آی...له شدن و هنوز هم درد میکنه جاش!!!بعد یه تلویزیون به چه گنده گی رو با مامانم بردیم همنون زیر زمین که انگشتان له شد چون خیلی سنگین بود و لای اون طنابی که بهش وصلیده بودم که بشه راحت بلندش کنم گیر کرد و کبود شد و گوشش داغون شد البته الان خوبه !!(بابام نبود خونه ماهم ویرمون گرفته بود هرچه زودتر از دسته این تلویزیون خلاص شیم و کسیم نبود بگیم ببرتش پایین)...بعد اومیدم بالا و من به جون اتاقم افتادم و بشور و بساب...بعد نزدیک 10تا کیسه گنده لباسای مزخرف و داغون م رو ریختم دور ... بعد رفتم دوباره بالکن..به معنای واقعی له شدیم هم من هم مامانم...بعد اونجا هم یه دور دستم لایه کامد موند و ناخن انگشت اشاره دسته چپم رفت داخل گوشتش و له شد!!!البته باز هم میگم امروز خوبم و همه چی حله!(خانوم معلم حرص نخور) بعد خودمو زخمو زیلی زیاد کردم!بعدم آشپزخونه که...فاجعه بود...تا 2روز متوالی هم همین بساط بود بخوام بنویسم خیلی طولانی میشه...اما شنبه هم ما مدرسه رفتیم و از کلاسمون فقط 6نفر اومده بودن و کله مدرسه بزور شاید 60 نفر بودیم...غذا سفارش دادیم و مسخره بازی کریدم تا ساعت 1 که به بهانه این که سرویسیم با دوستمون جیم زدیم بیرون و مامان بابام چون خونه نبودن خودم با پای پیاده اومدم خونه بعد زنگ زدم اطلاع رسانی کردم که گفتن مهمون داریم و غذا بپز...هیچی دیگه با اون خستگی...غذای خوبم پختم و خسته هم بودم...اینا اومدن...نهار خوردیم بعدشم من رفتم لالا....واقعا انرژی نداشتم...بعدم که دیدم نتم قط شده و مامانم لج کرد نمیگیرم شارژو بشین درس بخونو اینا که البته جنگ اعصاب بود فقط والا عملیش نکرد...و الان تونسم نصفه دیگش رو بنویسم...حالا آیا هنوزم بنده رو محاکمه میکنید که چرا دیر کردم و به قولم عمل نکردم!؟؟؟؟

برید ادامه!^^



ادامه مطلب

نوع مطلب : One Story...! 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

One Story...!Part 18

نویسنده :S|-|!\/A
تاریخ:جمعه 1391/12/18-18:53

(دوستایی که این قسمت رو خوندین دوباره بخونیدش چون یه رفع ابهام توش وجود داره!و بهمین خاطر تاریخشو عوض کردم و آوردمش بالا که ببینیدش!)

آقا درووووووووووووووود....

فقط برید ادامه...من حرفی ندارم...اون آخر توضیحاتو نوشتم!^^

 



ادامه مطلب

نوع مطلب : One Story...! 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

One Story _ part 17

نویسنده :S|-|!\/A
تاریخ:دوشنبه 1391/12/14-23:26

درودی دوباره....

چون دیگه وقت نمیکنم دارم میذارم داستان رو...اگر فردا هم تونسم پارت بعد رو میذارم....آخه از شنبه امتحانامون شروع میشه تا 23وم 24م....

دعا کنید دوران مفقودیم خوب باشه!!!!

بفرمائید ادامه:



ادامه مطلب

نوع مطلب : One Story...! 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

One Story - part 16

نویسنده :S|-|!\/A
تاریخ:پنجشنبه 1391/12/10-16:21

درود....

وقت نداشتم کم نوشتم...اما بالاخره نوشتم...بفرمویید ادامه...



ادامه مطلب

نوع مطلب : One Story...! 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

One Story...!Part 15

نویسنده :S|-|!\/A
تاریخ:دوشنبه 1391/11/16-21:45

HI Hi~~~

من امروز نشستم نوشتم چون...فردا هم نمیرسیدم هم اینکه احتمالا قراره شهید شم....چون کارنامه هامون رو میدن...نمیخواااااااااااااااااااااااااااام!!!!

بعد نمیدونم یهو این قسمت اصلا یطوری شد....

حالا بخونید متوجه میشید....لفطا هرچی که فک میکنین غیر عادی یا ایراد داره رو بهم بگید....

راستی...دعا کنید که زنده بمونم....

با تشکر کلوش!*.*



ادامه مطلب

نوع مطلب : One Story...! 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

One Story...!Part 14

نویسنده :S|-|!\/A
تاریخ:پنجشنبه 1391/11/12-20:33

درودییییییییییییییییییییییییی فراوااااااااااااااااااااااااااان.......تهران بارانی ... دما 8 درجه ساعت 20:33 دقیقه!!!!!(اخبار گونه بود این الان!!)

خب....من بالاخره بچه خوبی شدم و قسمته جدید رو براتون در عرضه 2ساعت و 23 دقیقه نوشتم....زیاد نشده و کمی تا قسمتی بارانی از نوع شلنگیش جلب و چرت....

نظر بذارید....دلم تنگ شده واسه جواب دادن به نظراتون!^_^

بفرمایید داستان...نظرتون رو هم صادقانه بنویسید راجبش....

با چندتا جک شروع کنید :

پاشو بیا خونمون،دوبیت شعر میگی بعد میری!(دکتر شریعتی در حاله خر کردن پروین اعتصامی!))


ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺻﺒﺢ ﺭﺍﺩﯾﻮ ﻣﯿﮕﻔﺖ:ﺩﻭﺳﺘﺎﻥِ
ﻫﻤﺮﺍﻩ ، ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧﻪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ
ﺷﺎﺩﻧﺪ!!! ...
ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﺮﻓﺘﻢ:ﺍﻻﻥ ﻣﻦ ﺧﺎﺭﺟﻢ |:

بر اساس آمارهای اعلام شده در ایران میانگینِ فاصلۀ رسیدن یک معتاد به مواد سه دقیقه است!
..
..
..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اونوقت متوسط مدت زمانِ وصل شدن ما به اینترنت بیشتر از 5 دقیقه است:|
 



ادامه مطلب

نوع مطلب : One Story...! 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

One Story...!Part 13

نویسنده :S|-|!\/A
تاریخ:شنبه 1391/10/30-20:40

سلااااااااااااام......
خیلی حرف نمیزنم...تو پستای دیگه که خواستم حرف بزنم میگم..فعلا این واجب تره!!!
بفرمایید بعد از قرنی قسمته 13!




ادامه مطلب

نوع مطلب : One Story...! 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

One Story...!Part 12

نویسنده :S|-|!\/A
تاریخ:پنجشنبه 1391/09/23-14:46

نوشتم بالاخره!^^

امیدوارم خوشتون بیاد از این قستم....

اما یکمی کم شده ...گفتم بگم...فردا نگین چرا نگفتی!

راسی یکمم با فنت درشت نوشتم این بار...اگه بد بود بهم بگین که باهمون اندازه فنت قبلیا بنویسم!



ادامه مطلب

نوع مطلب : One Story...! 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

One Story...!Part 11

نویسنده :S|-|!\/A
تاریخ:دوشنبه 1391/09/20-23:15

درود.........
من قسمته جدید رو نوشتم اما خیلی کمه!
ولی خیلی وقت نداشتم برایه نوشتن...نمیتونستمم فردا بقیش رو بنویسم بخاطر اینکه امتحان دارم....
حالا بهتر از هیچیه که!
زن داداش...بفرمائید...دیدی من بچه خوبیم به قولم عمل میکنم!؟اما شرمنده از همه چون کمه!
احتمالا 4شنبه یا 5شنبه هم برسم و بتونم براتون قسمته 12رو هم میذارم...
حالا تا چی پیش بیاد...
اونی لاله؟؟؟؟
بازم تولدت مبارکککککککککککککککککککککککککککککککککککککککک!!! ایشالله همیشه شاد و خوشحال باشی!^^با آرزویه بهترینا برات!!




ادامه مطلب

نوع مطلب : One Story...! 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic